به گزارش غیرمنتظره، روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: بعد از جنایت انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیرماه ۱۳۶۰ در سرچشمه تهران توسط منافقین که منجر به شهادت آیت‌الله بهشتی و ۷۲ تن از افراد زبده انقلابی شد، مردم در مراسم تشییع پیکرهای پاک این شهدا و در تظاهرات متعددی که آن روزها برگزار می‌شد شعار «دشمن در چه فکریه – ایران پر از بهشتیه» سر می‌دادند.

مدتی بعد، آیت‌الله موسوی اردبیلی که علاوه بر ریاست قوه قضائیه امام‌جمعه موقت تهران هم بود، در خطبه نمازجمعه گفت شعار «ایران پر از بهشتیه» درست نیست، ما فقط یک بهشتی داشتیم که از دست داده‌ایم و در جامعه ما کسی با ویژگی‌های شهید بهشتی وجود ندارد.

سال‌های اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، سطح امام‌جمعه‌های موقت تهران بالا بود و شخصیت‌های جامعی مانند آیت‌الله موسوی اردبیلی، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و… عهده‌دار این وظیفه مهم بودند و باتکیه‌بر استقلال فکری که داشتند مطالب مورد نیاز جامعه را در خطبه‌های نمازجمعه مطرح می‌کردند و به‌صورت دستوری و نمایشی خطبه نمی‌خواندند و تلاش می‌کردند تحت‌تأثیر فضاها و احساسات موجود قرار نگیرند. به همین دلیل بود که آیت‌الله موسوی اردبیلی برخلاف شعار پررونق آن روزها با صراحت اعلام کرد ایران پر از بهشتی نیست و ما با ازدست‌دادن بهشتی دچار خسران بزرگی شده‌ایم.

این سخن مرحوم آیت‌الله موسوی اردبیلی کاملاً واقع‌بینانه بود، زیرا اگر آیت‌الله بهشتی را دشمن از ما نگرفته بود امروز ایران در پرتو مدیریت او به همان پیشرفتی رسیده بود که بر اساس آرمان‌های انقلاب اسلامی وعده آن داده شده بود. اگر بهشتی در میان ما بود، امروز از بی‌عدالتی، بحران اقتصادی و ریزش‌ها خبری نبود و جمهوری اسلامی ایران می‌توانست حرف اول را در تمام زمینه‌ها در منطقه بزند و در سطح بین‌المللی در شمار معدود کشورهای مطرح باشد.

حوادث تلخی که در ماه‌های اخیر منجر به ازدست‌رفتن تعداد زیادی از نیروهای زبده کشور شده‌اند، باید ما را به یاد سخن دقیق مرحوم آیت‌الله موسوی اردبیلی درباره شهید بهشتی بیندازند و مانع شعارزدگی کشور شوند.

ما تا چه وقت قرار است خودمان را با شعارهایی از قبیل اینکه با ریخته‌شدن خون این نیروهای زبده هزاران نفر مانند آن‌ها جایشان را پر خواهند کرد سرگرم کنیم؟ این‌ها که هر روز در سوریه و لبنان و تهران و راسک و چابهار از دست می‌دهیم، سرمایه‌های ملی کشورمان هستند که سال‌های طولانی هزینه‌های زیادی برای رسیدنشان به این مرحله از تجربه و مهارت و کاردانی صرف شد. چرا اجازه می‌دهیم این ثروت‌های عظیم ملی به این راحتی از دست بروند؟

در استان سیستان و بلوچستان، زمینه مردمی بسیار خوبی برای بالا بردن سطح امنیت و جلوگیری از جنایاتی از قبیل آنچه اخیراً در راسک و چابهار رخ داد وجود دارد. چرا از این زمینه ارزشمند با مدیریت کارآمد و تدابیر شایسته استفاده نمی‌شود؟ چرا امکانات کافی برای ارتقای سطح امنیت به استان سیستان و بلوچستان اختصاص نمی‌یابد؟ چرا توجه همه‌جانبه به این استان در اولویت ویژه قرار نمی‌گیرد تا مانع سربازگیری گروه‌های تروریستی و مزدوران بیگانه شود؟ حساسیت‌های مرزی و برون‌مرزی استان سیستان و بلوچستان ایجاب می‌کند از نظر مدیریتی و تخصیص امکانات، نگاه ویژه‌ای به آن بشود. ما قدرت اطلاعاتی و امنیتی خوبی داریم که باید آن‌ها را با مدیریت قوی به فعلیت درآوریم و مانع بروز این حوادث تلخ شویم.

در سوریه، زیان‌های زیادی را در چند ماه اخیر متحمل شده‌ایم که قطعاً ناشی از خیانت عوامل نفوذی است. این هشدار را بارها در همین چند ماه داده‌ایم، ولی متأسفانه گوش شنوائی یافت نشد. آیا مسئولان ما از خود پرسیده‌اند روسیه که آسمان سوریه را در اختیار دارد چرا با پدافند پیشرفته خود مانع جنایات رژیم صهیونیستی علیه نیروهای ایرانی نمی‌شود؟ چرا چنین حوادثی برای نیروهای روسی مستقر در سوریه اتفاق نمی‌افتد؟ با قطع نظر از پاسخ این سؤال‌ها اصولاً چرا ما به‌جای رجزخوانی بعد از حوادث به سراغ اقدامات پیشگیرانه قبل از حوادث نمی‌رویم؟ آیا ما به یک بازبینی در وضعیت امنیتی خودمان نیاز نداریم؟!

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

غیرمنتظره – سایت خبری گیلان | اخبار گیلان – خبر رشت