اختصاصی / به گزارش غیرمنتظره، معین حسنزاده: تصاویر هجوم هزاران مهاجر غیرقانونی به منطقه خودمختار سبته در شمال آفریقا در روزهای اخیر، نهتنها دستگاه سیاسی و امنیتی اسپانیا و اتحادیه اروپا را به واکنش واداشته، بلکه اگر با نگاهی فراتر از مرزهای جغرافیایی تحلیل شود، میتواند آیینهای برای نشان دادن یکی از عمیقترین چالشهای پیشروی ایران باشد.
پنجشنبه گذشته گروه بزرگی از مهاجران غیرقانونی که عمدتاً مردان جوان از مراکش بودند، با عبور همزمان از مسیرهای زمینی و دریایی، موانع امنیتی را پشت سر گذاشته و وارد سبته شدند. تحولات بهگونهای پیش رفت که بر اساس اعلام وزارت کشور اسپانیا، تنها در ۲۴ ساعت حدود ۴۹ هزار مهاجر از مرز مراکش به این برونبوم اسپانیایی وارد شدند. هرچند مقامات اسپانیایی با اعلام وضعیت فوقالعاده از دولت مرکزی خواستار اعزام نیروهای ارتش برای کنترل مرزها شدهاند، اما آنچه در این میان کمتر مورد توجه قرار گرفته، تغییر الگوی مهاجرت از انفرادی به خانوادگی است؛ موضوعی که نشان از عمق فشارهای اقتصادی و اجتماعی در مبدأ و عزم جدیتر برای عبور از مرزها دارد.
اما آنچه این رویداد را برای ایران به موضوعی هشداردهنده تبدیل میکند، شباهت ساختاری آن با وضعیت جمعیتی خود ایران و همسایگان شرقی است. دکتر سید مهدی سلیمانی، معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی گیلان، در نشست خبری هفته گذشته خود با حضور خبرنگاران گفت: »حدود سیسال آینده، جمعیت ایران به حدود ۴۰ میلیون نفر کاهش خواهد یافت؛ آماری که در نقطه مقابل آن، جمعیت کشور همسایه یعنی افغانستان به مرز ۶۰۰ میلیون نفر خواهد رسید.» این اختلاف فاحش و روند متقابل جمعیتی، یک پرسش اساسی را پیش روی برنامهریزان کشور قرار میدهد که آیا ایران برای مدیریت چنین عدم توازنی در آینده نزدیک آمادگی دارد یا خیر؟!
یکی از بزرگترین و اصلیترین دلایل کاهش جمعیت در ایران، شرایط نامساعد اقتصادی و فشارهای معیشتی است که به مانعی جدی برای ازدواج و فرزندآوری تبدیل شده است. در شرایطی که هزینههای مسکن، تحصیل و درمان به اوج خود رسیده و چشمانداز شغلی برای نسل جوان مبهم به نظر میرسد، انگیزه برای تشکیل خانواده و افزایش جمعیت بهشدت کاهشیافته و کشور را از چاله جمعیتی به سیاهچالهای پیشرونده سوق داده است.
نکته تأملبرانگیزتر آنکه در ساختار دولتی طی دهههای اخیر، اگرچه سیاستهایی با عنوان حمایت از جوانی جمعیت ابلاغ شده، اما کمتر نشانی از حل بنیادین این بحران در بستر واقعیات اقتصادی کشور دیده میشود. برخلاف بحران سبته که واکنش نظامی و امنیتی فوری را برانگیخت، بحران جمعیتی ایران سیر خزنده و آرامی دارد که شاید تا دههها در سایه آمارهای روزمره پنهان بماند، اما آثار آن در کاهش نیروی کار ماهر، افزایش هزینههای تأمین اجتماعی و سالمندی جمعیت، دیر یا زود گریبانگیر ساختارهای اداری و تولیدی خواهد شد. تجربه اسپانیا در مواجهه با هجوم ناگهانی مهاجران نشان میدهد که هرگونه عدم تعادل جمعیتی در مبدأ و مقصد، ظرفیت ایجاد تنشهای امنیتی، انسانی و سیاسی را دارد. در قیاس با این وضعیت، ایران در شرایطی با معادله جمعیتی دستوپنجه نرم میکند که از یک سو با کاهش جمعیت فعال خود مواجه است و ازسویدیگر، همسایه شرقی آن یعنی کشور افغانستان در مسیر رشد سرسامآور جمعیت قرار گرفته است؛ موضوعی که نگرانیهای امنیتی و اجتماعی را بسیار بیش از گذشته جدی خواهد کرد.
واقعیت این است که جامعهای با بحرانهای اقتصادی مزمن و ساختار معیشتی شکننده، بهسادگی نمیتواند از سیاهچاله جمعیتی فعلی عبور کند؛ چراکه «امید به آینده» مهمترین پیشنیاز هر تصمیم جمعیتی است و این امید، با تداوم تورم، بیکاری و نااطمینانی اقتصادی، هر روز کمرنگتر میشود. اگر امروز اسپانیا با بهکارگیری ارتش و همکاری دیپلماتیک با مراکش در صدد مهار بحران مهاجران برآمده است، فردا ممکن است ایران برای مدیریت پیامدهای ناشی از بحران جمعیتی خود و فشارهای مهاجرتی از شرق، با خلأ نیروی انسانی ماهر و کمبود منابع مالی مواجه شود که هیچ مرز زمینی و دریایی قادر به مهار آن نخواهد بود. ازاینرو، ضرورت دارد سیاستگذاران، پیش از آنکه این بحران به نقطه جوش برسد، با نگاهی چندبُعدی و نه صرفاً شعاری، به معادله پیچیدهی اقتصاد و جمعیت ورود کنند و با اصلاح ساختارهای حمایتی و ایجاد چشمانداز روشن برای جوانان، از تکرار سناریویی مشابه آنچه امروز در کرانههای سبته میگذرد، در مرزهای شرقی خود جلوگیری کنند. آنچه هماکنون در اسپانیا رخ میدهد، صرفاً یک رویداد مرزی نیست؛ بلکه هشداری به تمام کشورهایی است که نسبت به آینده خود غافل میمانند و تصور میکنند میتوان با تدابیر مقطعی از بحرانهایی چون رخنههای جمعیتی مصون ماند.
- کد خبر 130358
- پرینت




