به گزارش غیرمنتظره، روزنامه اعتماد در گفت‌وگویی با یکی از خواهران خدانور لجه‌ای زندگی او را روایت کرده است.

به گزارش اعتماد، بخش‌‌های مهم این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

۸ خواهر هستیم و خدانور تنها پسر خانواده بود. یکی از خواهرانم هم که ۲۱ سال داشت بعد از ماجرایی که برای خدانور اتفاق افتاد، دق کرد و مُرد.
خدانور نامزد داشت و گچ‌کار بود. از بچگی گچ‌کاری می‌کرد و خرج خانواده را می‌داد. البته مادرم هم تا قبل از اینکه خدانور کار کند همه ما را یکه و تنها بزرگ کرد. بعد هم که خدانور بزرگ شد او خرج مادر و خواهرم را می‌داد.
الان از مسجد زاهدان به مادرم کمک می‌کنند.
خدانور دو، سه ماه قبل از اینکه کشته شود، دستگیر شده بود. تازه از زندان آزاد شده بود که این اتفاق برایش افتاد. عکسی هم که از خدانور منتشر شده مربوط به زمانی است که در کلانتری بود. پس از یکی، دو ماه هم با قید وثیقه آزاد شد. ما هم درست نمی‌دانیم به چه دلیل زندان رفته بود. وقتی هم که از زندان آزاد شد همان روزی که معروف به جمعه خونین زاهدان است، خدانور هم کشته می‌شود. البته اول تیر می‌خورد و چند روزی در بیمارستان تامین اجتماعی زاهدان بستری می‌شود بعد هم می‌میرد. پس از آن هم عکسش زمانی که در کلانتری به میله پرچم دستبند زده شده بود، پخش شد.
دلیل بازداشت خدانور «بگومگو» با یک بسیجی بوده است؛ نه سرقت.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

غیرمنتظره – سایت خبری گیلان | اخبار گیلان – خبر رشت