July 6, 2020

چقدر بی‌رحمانه بی‌رحمیم!

اختصاصی / به گزارش غیرمنتظره، معین حسن‌زاده: هنوز داغِ فاجعه قتل رومینای ۱۳ ساله در حویق تالش بر دل‌ها می‌سوخت که خبر آتش زدن خانه توسط پسر خانواده و سوختن و مرگ خواهر جوانش در محله سلیمانداراب رشت تیتر رسانه‌ها شد. آتشی که وقتی گفته شد پسر خانواده فوتبالیستی آینده دار بود که در آستانه پیوستن به داماش قرار داشت و برای گذران خرج خانواده‌اش دست‌فروشی می‌کرد دوچندان بر جان هر خواننده خبر افتاد.

این حوادث هنوز فروکش نکرده بود که تصاویری از زنده‌به‌گور کردن سگ‌های دست‌وپا بسته در گوراب زرمیخ توسط شهرداری در فضای مجازی منتشر شد. تصاویری که نشان می‌داد آن‌قدر بی‌رحم شده‌ایم که بی‌رحمی برایمان ته ندارد.

گیلان، همان استانی که به سرسبزی، مهمان‌نوازی، طبیعت بی‌نظیر، غذاهای خوش‌طعم و عطر و منابع سرشار شهرت داشت اکنون خبرهایش برای صفحه‌آرایی صفحه حوادث روزنامه کفایت می‌کند و دیگر نیاز نیست سراغ سایر شهرهای کشور برویم! بله، ما بی‌رحمانه بی‌رحم شده‌ایم.

شاید امروز اگر حادثه غیزانیه، حریق زاگرس و مرگ آسیه پناهی پیرزن کرمانشاهی را از کل اخبار تلخ کشور فاکتور بگیریم، چیزی جز صفحه حوادث گیلان باقی نخواهد ماند. این آن گیلانی که ما من می‌شناختم نیستم. این آدم‌های عصبی، این آدم‌های بی‌رحم، این آدم‌هایی که خون جلودار چشم‌هایشان می‌شود آن گیلان فرهیخته و دوست‌داشتنی نیست.

ما رسانه‌ها تا به امروز بیش‌ازاندازه کم گذاشته‌ایم، شاید اگر پدر خانواده اعتیاد نداشت، عصیان امیر رخ نمی‌داد. شاید اگر پدر تکیه‌گاه روزها و شب‌های رومینا بود، دخترک ۱۳ ساله دنبال پسری ۲۸ ساله راه نمی‌افتاد. شاید اگر شهرداری واکسیناسیون، عقیم‌سازی و پلاک‌کوبی سگ‌های بی‌سرپناه را با کمک سازمان‌های مردم‌نهاد انجام داده بودند کار به زنده‌به‌گور کردن نمی‌رسید. شاید اگر امیر هرروز دعوا و دعوا و دعوا در خانه را نمی‌دید پیت بنزین را روی فرش نمی‌ریخت. شاید اگر پدر دست محبت بر سر رومینا می‌کشید و از خطایش می‌گذشت، داس خونین آلت قتاله نمی‌شد. شاید شاید شاید و هزار شایدی که نتیجه یک‌عمر فرهنگ‌سازی نکردن و یک‌عمر آموزش ندادن است.

امروز همه ما مقصریم. امروز باید بار دیگر دست روی زانو گذاشته و برخیزیم، برای پاک کردن خون‌های ریخته شد بر روی چهره گیلان جانمان، برای بستن زخم‌هایی که نتیجه طغیان‌های لحظه‌ای بود. برای رسیدن به همان گیلانی که وقتی نامش را می‌شنوی بجای داس و گلوی بریده رومینا، جنگل و کوه و دریا در ذهن تداعی می‌شود.

قبلی «
بعدی »

جذاب ترین خبرها