March 6, 2021

کرونا ویروس

اخبار

تصادفی

راه حل بایدن برای رفع بن بست سیاسی آمریکا با ایران

به گزارش غیرمنتظره و به نقل از دیپلماسی ایرانی: دولت جدید جو بایدن به دلیل دو عامل پرونده ایران را در راس «بایدها» در سیاست خارجی قرار داده است. اول، ممانعت از دستیابی ایران به توانایی تولید سلاح هسته ای یا حتی نزدیک شدن به آن ضروری است و آمریکا حتی به قیمت متوسل شدن به اقدام نظامی چنین اجازه ای نخواهد داد. دوم، شدت پوشش رسانه ای برنامه هسته ای ایران در ایالات متحده و تفسیرهای سیاسی ایجاب می کند که سریع تر به مساله رسیدگی شود.

رئیس جمهوری بایدن یکشنبه در مصاحبه ای گفت ایالات متحده برای «بازگرداندن ایران پای میز مذاکره» تحریم ها را لغو نخواهد کرد که یعنی ایران باید ابتدا غنی سازی اورانیوم را متوقف کند. در همین حال، آیت الله علی خامنه ای، رهبر معظم ایران، گفته اگر آنها (آمریکا و غرب) خواهان بازگشت ایران به تعهداتش هستند، آمریکا باید تحریم ها را به طور عملی و نه فقط روی کاغذ لغو کند. اظهارات هر دو طرف را می توان آغاز یک روند چانه زنی غیررسمی و بیان مواضع حداکثری دانست؛ اما نمی شود خیلی هم امیدوار بود چرا که احساسات بد دو طرف به یکدیگر درک مشترک بین آنها را دشوار کرده است. شاید بیشتر شرایط شبیه یک «بن بست مکزیکی» در فیلم های وسترن هالیوود باشد؛ هیچ یک از طرفین مایل به تنش زدایی نیست مگر آنکه طرف مقابل اولین قدم را بردارد. خطر بزرگ این است که این شرایط خیلی زود می تواند به یک بازی خطرناک مرغ و شاید حتی درگیری منجر شود.

از این رو، سوال این است که دولت بایدن چه باید بکند؟ با توجه به نگرانی ها درباره فعالیت های هسته ای ایران و فاصله اندک این کشور تا نقطه بدون بازگشت، زمان محدود است. احتمالا ساده ترین گام اول این است که بایدن با یک دستور اجرایی خروج رئیس جمهوری دونالد ترامپ از برجام در ماه مه ۲۰۱۸ را معکوس کند. چنین اتفاقی به تنش زدایی کمک می کند، اما ظاهرا بایدن آن را رد کرده است. در حقیقت، بایدن و مقامات عالی رتبه دولت او بارها تاکید کرده اند که منتظرند ایران اولین گام را بردارد. به رغم درخواست ها برای رسیدگی سریع به این موضوع، بایدن باید ابتدا نقطه تعادل خود را بیابد و سیاست ها را ورای اظهارات بی اساس، تدوین کند. به علاوه، لازم است هر رویکرد جدی ایالات متحده در قبال ایران همه تحولات چند سال گذشته را که فراتر از مساله هسته ایست، در بر بگیرد.

در همین حال، ایران هم فهرست شکایات خود را دارد. در حقیقت، احساسات بد بین دو کشور از همان بعد از انعقاد برجام در سال ۲۰۱۵ آغاز شد. واشنگتن و تهران هر کدام دیگری را به نقض توافق متهم کردند. ایران به آزمایش موشک های بالستیک ادامه داد و باراک اوباما این رویکرد را توهینی به خود تلقی کرد در حالی که ایران طبق قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت موظف به متوقف کردن این آزمایش ها نبود. ایالات متحده هم به نوبه خود تحریم های مربوط به برنامه هسته ای ایران را در سال ۲۰۱۶ حذف کرد، اما خیلی سریع تحریم های دیگری جایگزین آنها شدند.

آنچه شرایط را پیچیده تر می کند، این واقعیت است که عامل اصلی تعیین کننده در رویکرد ایالات متحده سیاست داخلی آن با تاثیرگذاری بیشتر بر خاورمیانه در قیاس با سایر نقاط جهان، است. اوباما اگرچه موفق شد برجام را به نتیجه برساند، اما در داخل با مخالفت سیاسی شدیدی روبرو بود. (بایدن هم با همان چالش ها مواجه است.) به علاوه، شرکای اصلی آمریکا در خاورمیانه با هرگونه روابط نزدیک بین واشنگتن و تهران مخالف هستند و دلیلش تنها نگرانی آنها درباره مسائل هسته ای نیست. عربستان سعودی و امارات متحده عربی می خواهند از رقابت جدی برای نفوذ در خلیج فارس جلوگیری کنند. اسرائیل هم نه تنها به دنبال اطمینان از امنیت خود در زمینه هسته ای و موشکی ایران است، بلکه می خواهد حمایت های ایران از متحدان منطقه ای به ویژه حزب الله لبنان و حماس در غزه پایان یابد. اسرائیل همچنین می خواهد مانع از تبدیل شدن هر یک از کشورهای منطقه به یک رقیب جدی قدرت در خاورمیانه شود که یعنی مساله بیشتر «ژئوپولتیک» است و نه «امنیت».

با توجه به همه منافع متناقض و عدم تعامل جدی بین قدرت های مدعی در منطقه در خطوط سیاسی، استراتژیک، فرقه ای و مذهبی، اهداف بلند مدت ایالات متحده با محوریت ایجاد هرچه بیشتر ثبات در حال حاضر از دسترس خارج شده اند. با این حال، تحقق برخی از این اهداف از طریق برخی اقدامات مدیریت بحران از جمله توافق چندجانبه آزادی دریانوردی در تنگه هرمز یا تفاهم نامه حوادث در دریا (به صورت علنی یا غیرعلنی) ممکن می شود.

بدین ترتیب، مساله نهایی این است که رئیس جمهوری بایدن چقدر برای پرونده ایران وقت، انرژی و سرمایه سیاسی داخلی صرف می کند؟ در هر صورت، شکی نیست که بدون تسهیل قابل توجه تحریم های ایالات متحده در قبال ایران بازگشت این کشور از پیشرفت های اخیر در برنامه هسته ای شدنی نیست. بایدن برای انجام هر کاری که نوعی امتیازدهی به ایران قلمداد شود حتی اگر چنین کاری مطابق منافع ملی آمریکا باشد، با مخالفت های شدید داخلی مواجه است. منتقدان داخلی او و همچنین رقبای منطقه ای ایران خواستار این هستند که موضوعات غیر هسته ای نیز به بخشی از توافق با ایران تبدیل شود که چنین امری چشم انداز هرگونه توقف در برنامه هسته ای ایران را از بین می برد، چه رسد به معکوس کردن آن.

خبر خوب این است که بایدن راب مالی را به عنوان فرستاده ویژه خود در امور ایران منصوب کرده است؛ اما او در حالی کار خود را شروع کرده که نمی داند ایرانی ها آماده «توافق» هستند یا نه. به هر حال، با فرض اینکه چیزی که با منافع ایالات متحده و نه لزوما شرکای منطقه ای آن تطابق داشته باشد امکان پذیر می شود، مالی احتمالا می تواند روی تمایل رئیس جمهوری بایدن برای مقابله با تنش های سیاسی داخلی حساب کند. در غیر این صورت، بن بست ادامه خواهد یافت.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین خبرها

جذاب ترین خبرها

ورزشی