April 12, 2021

کرونا ویروس

اخبار

تصادفی

هدف غایی گاندوسازی تخریب شخصیت ظریف نیست، بلکه حذف کامل جریان فکری اوست

به گزارش غیرمنتظره و به نقل از دیپلماسی ایرانی ، همان طور که انتظار می رفت با آغاز نمایش فصل جدید سریال گاندو واکنش‌های سیاسیون داخلی و خارجی نسبت به این سریال که این بار به نفوذ جاسوس‌های غربی در نهادهای دولتی و وزارت امور خارجه ایران می‌پردازد، شکل گرفته و هر روز هم بر دامنه این واکنش های مثبت و منفی افزوده می شود. کما این که در جریان گاندو ۱ نیز مشابه این واکنش ها روی داد. اما به نظر می‌رسد در این بین مهم ترین واکنش به پیام اینستاگرامی شنبه شب هفته جاری محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه بازمی‌گردد. رئیس دستگاه سیاست خارجی کشور در این پیام مفتریان و هتاکان را به خدا حواله داده و سکوت خود در برابر آن‌ها را، به مادری که برای جلوگیری از دو نیم شدن فرزندش آن را به نامادری می‌سپارد تشبیه کرده است. ظریف بیان می دارد که یقین دارم در پیشگاه عدل الهی در دنیا و عقبی مفتریان و هتاکان، بدون توجه به امکانات و شوکتشان، کمترین حاشیه امنی نخواهند داشت. در این بین تحلیلی که بیش از همه خودنمایی می کند ناظر بر این واقعیت است که جریان تخریب پشت ساخت سریال گاندو به دلیل نگرانی از احتمال حضور محمدجواد ظریف در جریان رقابت های انتخابات ریاست جمهوری خردادماه ۱۴۰۰  پروژه تخریب برنامه‌ریزی شده ای را علیه وی در دستور کار قرار داده باشد تا بدین طریق وزیر امور خارجه عملا از دور رقابت ها کنار رود. البته این احتمال نیز وجود دارد که شاید با روی کار آمدن دولت جو‌بایدن و نیم نگاه دولت حسن روحانی به مذاکرات مجدد با واشنگتن به منظور احیای برجام که می تواند برگ برنده مهمی در اختیار جناح حامی توافق هسته ای در انتخابات ریاست جمهوری قرار دهد، جریان تخریب پشت ساخت این سریال در فصل جدید به دنبال به بن بست کشاندن هرگونه تلاش در خصوص مذاکرات احتمالی باشند. این نکته از آن جهت اهمیت پیدا می کند که محوریت فصل دوم سریال گاندو به جریان نفوذ در دستگاه سیاست خارجی، آن هم درباره مذاکرات برجامی می پردازد. اما چه این هدف یا اهداف دیگری برای ساخت فصل جدید گاندو از سوی جریان حامی و سازنده این سریال در نظر گرفته شده باشد، نمی توان منکر این واقعیت شد که تخریب وزیر امور خارجه و دستگاه سیاست خارجی با هر هدف و نیتی، نه تنها تضعیف وزارت امور خارجه و دولت، بلکه تخریب وجهه جمهوری اسلامی ایران است. در همین رابطه دیپلماسی ایرانی برای بررسی هدف یا اهداف جریان تخریب پشت ساخت سریال ‌گاندو، گفت‌وگویی را با فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین کشور و تحلیلگر مسائل سیاسی و بین الملل پی گرفته است که در ادامه می‌خوانید:

با آغاز نمایش فصل جدید سریال گاندو شاهد واکنش‌های مثبت و منفی داخلی و خارجی سیاسیون و دیپلمات ها نسبت به جریان تخریب پشت ساخت این سریال هستیم که به نظر می رسد در حال تشدید هم باشد. البته مشابه همین واکنش را در زمان نمایش فصل اول سریال هم شکل گرفت. حتی در زمان نمایش فصل اول گاندو کار به نامه نگاری ظریف به رهبری هم کشیده شد. اما از نگاه شما جریان تخریبی که پشت ساخت این سریال قرار دارد چه اهدافی را از هتاکی، بدنام کردن و توهین به وزارت امور خارجه و شخص محمدجواد ظریف دنبال می کند؟ آیا این بار مسئله به احتمال حضور ظریف در انتخابات ۱۴۰۰ ریاست جمهوری خرداد ماه ۱۴۰۰ باز می گردد، لذا سعی بر آن است که با تخریب ظریف از احتمال حضور وی در انتخابات جلوگیری شود و یا اینکه جریان تخریب پشت ساخت سریال گاندو خود را به آب و آتش می زند که هر گونه تلاشی برای مذاکرات مجدد با دولت باید عملاً به حاشیه کشیده شود، آن هم در ماه های منتهی به انتخابات ریاست جمهوری که احیای برجام و رونق اقتصادی می تواند برگ برنده‌ای برای جریان حامی توافق هسته‌ای باشد؟

در سوال شما چند نکته بسیار مهم وجود دارد که باید به صورت جداگانه مورد ارزیابی قرار گیرد؛ اول اینکه من به هیچ وجه معتقد نیستم که محمد جواد ظریف کوچکترین تمایلی به حضور در انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه ۱۴۰۰ داشته باشد. من این نکته را در گفت وگوهای پیشین با شخص شما مطرح کردم و دوباره بر آن تاکید دارم.

البته جناب مجلسی پیرو نکته شما و با اطلاع عرض می کنم که شخص محمد جواد ظریف هم کوچک ترین تمایلی به حضور در انتخابات ریاست جمهوری ندارد و لحظه شماری می کند که عمر این دولت و وزارت امور خارجه به پایان برسد تا عطای ریاست دستگاه سیاست خارجی را به لقایش ببخشد، اما نکته اینجاست که برخی جریان های سیاسی داخلی به هر دلیلی سعی می‌کنند با کارت محمدجواد ظریف بازی کنند. حتی این احتمال وجود دارد که علی رغم میل باطنی آقای ظریف وی را به سمت این انتخابات هُل دهند؟

نکته شما کاملا درست است. ماه هاست که جریان اصلاح طلب، مستقل و اعتدالی نزدیک به دولت در آستانه انتخابات سعی می کند با شخصیت سازی سیاسی اینگونه جلوه دهند که چنته آنها از فرد مناسب چندان خالی نیست. لذا تلاش دارند که با کارت محمدجواد ظریف بازی کنند. البته این احتمال وجود دارد که علی رغم میل باطنی ظریف، ناخواسته وی را به این انتخابات بکشانند. ولی در پاسخ مشخص به سوال شما باید عنوان کنم که به هیچ عنوان نمی‌توان محمدجواد ظریف را با سیاسیون حزبی اصولگرا و اصلاح طلب مقایسه کرد.

مگر تفاوت ظریف با سیاسیون چیست؟

تفاوت اصلی و نقطه تمایز ظریف با سیاسیون حزبی به سال ها تجربه وی در عرصه روابط بین الملل و دیپلماسی بازمی‌گردد. به هر حال حضور چند دهه ای ظریف در عرصه دیپلماسی و روابط بین الملل سبب شده که وزیر امور خارجه اشراف و بینش دقیق تری نسبت به مسائل داخلی و خارجی داشته باشد. چون دیپلماسی و سیاست خارجی در امتداد ریل گذاری سیاست داخلی قرار دارد. پس محمدجواد ظریف با اشراف به اقتضائات سیاست داخلی، سال هاست در دیپلماسی و سیاست خارجی نقش‌آفرین بوده، به خصوص که ۸ سال اخیر در راس دیپلماسی ایران و وزارت امور خارجه قرار داشته است. یعنی ظریف، هم به اقتضائات سیاست داخلی و هم به روند دیپلماسی و روابط بین الملل کشور کاملا اشراف دارد. لذا ارزیابی وی از تحولات کشور به مراتب عمیق تر از سیاسیون داخلی کشور است که فقط در بازی سطحی حزبی نقش آفرین بوده اند. با همین اشراف، ظریف به هیچ عنوان خود را درگیر رقابت های سطحی حزبی اصولگرا و اصلاح طلب در جریان انتخابات ۱۴۰۰ نمی کند.

با این وصف سوالی که باید پرسید این است که اگر محمدجواد ظریف کوچک‌ترین تمایلی به حضور در انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه ۱۴۰۰ ندارد و از طرف دیگر هم بارها رسما بر این مسئله تاکید کرده است چرا جریان تخریب مدام بر طبل هتاکی، فحاشی، توهین و افترا می کوبد. در فصل جدید گاندو کم مانده که ظریف را جاسوس بخوانند. هر چند که این جریان تخریب در فضای سیاسی و رسانه ای پیش‌تر وی را با این القاب مورد التفات قرار داده بود. آیا این امر ناشی از آن است که این جریان تخریب هنوز به این تضمین و باور نرسیده که محمدجواد ظریف تمایلی برای حضور در انتخابات ندارد، ضمن این که در یک بستر واقع بینانه تقریبا محال است که شورای نگهبان اجازه حضور به محمدجواد ظریف بدهد؟

نکته شما کاملا درست است. البته من معتقدم که جریان تخریب محمدجواد ظریف به این اطمینان خاطر رسیده است که وی در انتخابات ریاست جمهوری حضور پیدا نمی کند. اما سایه وزیر امور خارجه کماکان برای این جریان به شدت نگران آفرین است. پس با ساخت سریال گاندو و برنامه های دیگر و همچنین تحرکات دیگر رسانه های همسو در کنار اتفاقات تقریباً بی نظیری که در جریان دادن دو کارت زرد به محمدجواد ظریف در یک جلسه مجلس یازدهم سعی می شود که او را به حاشیه بکشانند. پس اصل «تخریب شخصیت محمدجواد ظریف» نیست، بلکه «جریان فکری ظریف است که باید به طور کامل نابود و حذف شود». من در گفت و گوی قبلی با شما تاکید کردم که محمد جواد ظریف با تجربه خود در حوزه سیاست خارجی طی ۴۰ سال گذشته و نیز آموخته هایش در هشت سال اخیر به عنوان وزیر امور خارجه به این یقین رسیده است که حتی اگر هم بخواهد در انتخابات شرکت کند بسیار بعید است که اجازه ای برای حضور او در انتخابات ریاست جمهوری داده شود. اینها علاوه بر آن است که حتی اگر ظریف از فیلتر شورای نگهبان هم رد شود منطق و عقل سیاسی حکم می کند که ظریف از حضور در این انتخابات صرف نظر کند. چرا که ظریف حتی در صورت انتخاب شدن سرنوشتی بهتر از دولت حسن روحانی پیدا نخواهد کرد. البته من با شناختی که از آقای ظریف دارم بسیار بعید می‌دانم که در این انتخابات شرکت کند. بنابراین ظریف فریب این بازی‌های سیاسی و رسانه ای با محوریت فشار بر او برای شرکت در انتخابات را نخواهد خورد. چون وی در بازی از پیش تعیین شده و از پیش بازنده شرکت نمی کند.

با توجه به ارزیابی شما به نظر می‌رسد که این جریان تخریب تنها به ساخت سریال گاندو یا دیگر تحرکات رسانه‌ای و هجمه های های سیاسی به خصوص در مجلس یازدهم معطوف و محدود نمی شود، بلکه این جریان هشت سال است که تخریب ظریف را در دستور کار قرار داده اند، به گونه ای که به ضرس قاطع می توان گفت این میزان تخریب رسانه و سیاسی در عمر ۴۳ ساله انقلاب علیه هیچ وزیری، آن هم وزیر امور خارجه از مرحوم کریم سنجابی (اولین وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در دولت موقت) و مرحوم ابراهیم یزدی تا به امروز شکل نگرفته است. بنابراین تحلیل شما مبنی بر این که هدف اصلی «تخریب شخصیت محمدجواد ظریف» نیست، بلکه «جریان ظریف است که باید به طور کامل نابود و حذف شود»، نزدیک به واقعیت است. اما سوالی که ذیل این تحلیل ذهن را درگیر می‌کند این است که آیا جریان فکری ظریف حذف شدنی است و با این تخریب ها و ساخت سریال گاندو و دیگر تحرکات رسانه ای و سیاسی می توان این جریان فکری را حذف کرد؟

به هیچ عنوان این جریان حذف شدنی نیست. اتفاقا با تخریب، توهین و هتاکی این جریان پررنگ‌تر می‌شود. چرا که اقتضائات سیاسی، دیپلماتیک، امنیتی و به خصوص اقتصادی، معیشتی و اجتماعی مردم امروز این امر را علیرغم میل باطنی جریان تخریب پشت ساخت این سریال دیکته می کند که ملت دیگر قادر به تحمل این شرایط نیست. نمی توان با شعار مرده باد و زنده باد به حیات ادامه داد. باید منطق سیاسی، هوشمندی دیپلماتیک و انعطاف در دستور کار قرار گیرد. اصلا باید پرسید اگر آقایان تا این حد از ادامه فعالیت های آقای ظریف ناراضی هستند چرا اجازه ندادند که قبلاً استعفا دهد؟ دلیل این همه توهین و انتقاد به وی و برجام چیست؟ چرا باید گاندو و گاندوها ساخته شود؟ برجام که با چراغ سبز نظام نهایتاً در همان مجلس نهم منصوب به همین جریان اصولگرا تصویب شد؛ البته در این میان برخی معتقدند که اگر چه مذاکرات توافق هسته‌ای توسط حاکمیت تایید شد، اما خروجی آن مدنظر حاکمیت نبود. این آدرس غلط دادن است. پس چرا اکنون وزیر امور خارجه سیبل انتقادات است؟ چرا صورتحساب مرده باد و زند بادها را برای دولت می‌فرستید؟ مهمترین اسناد فوق سری هسته ایی توسط اسرائیل مثل آب خوردن از کشور خارج شد بعد حضرات برای دولت و وزارت خارجه گاندو می سازند، که چه بشود، که آدرس غلط بدهند؟! آیا این مهم برای جامعه و مردم در این شرایط باورپذیر است یا فقط سر خودشان را شیره می مالند؟! به اسم روایت سازی در سریال گاندو و دیگر برنامه ها موضوعات مهم و کلان کشور از اقتصاد و معیشت گرفته تا فقر، باگ های امنیتی و … را لاپوشانی می کنند.

اتفاقا من مهمترین واکنش نسبت به فصل جدید گاندو را پیشنهاد توئیتری وزیر سایق فرهنگ و ارشاد اسلامی می دانم. علی جنتی در آن توئیت نوشته بود: «‌پیشنهاد می کنم صدا و سیما، گاندو ۳ را به افشای شیوه های نفوذ جاسوسان اسرائیلی در نهادهای اطلاعاتی، امنیتی و نظامی کشور اختصاص دهد که مرکز مهم هسته ای نطنز را منفجر کردند، هزاران سند به کلی سری را سرقت کردند و در روز روشن شهید محسن فخری زاده را به شهادت رساندند و کمترین ردپایی از خود بجای نگذاشتند.» اگر آقایان و حضرات راست می گویند فصل آتی گاندو را به این مسئله اختصاص دهند. تمام شدن آن دوران که با جریان سازی سیاسی و رسانه‌ای اهداف خود را به مردم دیکته می‌کردند. به قول وزیر جوان فیلترینگ هم منسوخ شده، هر چند فیلترینگ هم دیگر جواب گو نیست. اکنون در سایه نقش آفرینی پررنگ فضای مجازی و انفجار اطلاعات دیگر نمی‌توان هر مسئله ای را به سادگی به مردم دیکته کرد. این ها علاوه بر آن است که نباید فراموش کنیم مجموعه بحران های سیاسی، امنیتی، دیپلماتیک، اقتصادی و معیشتی که در دوره محمد جواد ظریف شکل گرفت تقریباً در طول  ۴ دهه انقلاب بی‌سابقه است. بنابراین به همان میزان هم، سطح تخریب، توهین، فحاشی و هتاکی به وزیر امور خارجه هم بی سابقه بوده است. شما به مرحوم کریم سنجابی و مرحوم ابراهیم یزدی اشاره کردید، آیا در میان این وزرای امور خارجه شرایطی که طی ۸ سال گذشته شکل گرفته بود، وجود داشت؟!

با توجه به تمام نکاتی که به آن اشاره داشتید پرسش بنیادین این است که بر مبنای اکثر تحلیل های داخلی و خارجی مشکل اساسی انتخابات خردادماه ۱۴۰۰ به عدم مشارکت و یا کاهش مشارکت مردم بازمی‌گردد خصوصا این که در انتخابات دوم اسفند ماه ۹۸ شاهد میزان مشارکت ۴۲.۵۷ درصدی بودیم. حال جریان تخریب در بستر این برنامه سازی ها و هتاکی به دولت و وزارت امور خارجه و قطبیتی کردن هر چه بیشتر و پررنگ تر فضای سیاسی کشور در آستانه انتخابات با گاندو و گاندوسازی ها چه اهدافی را دنبال می کند؟

به سوال بسیار مهمی اشاره کردید. هدف غایی تخریب وزارت امور خارجه، ذیل ساخت سریال گاندو و دیگر برنامه ها و تحرکات علاوه بر حذف تفکر و نگاه ظریف، دامن زدن به همین فضای دو قطبی در کشور است تا جریان تخریب به دو مهم دست پیدا کند؛ اول اینکه رقبا به حاشیه کشیده شوند و به تبع آن انگیزه ای برای افزایش مشارکت مردم ایجاد کنند، غافل از اینکه اساساً عدم حضور و یا کاهش تمایل مردم برای مشارکت در انتخابات هیچ ارتباطی به این مسائل ندارد. جامعه به این واقعیت غیرقابل انکار رسیده‌ است که هر رئیس‌جمهوری از هر جریان و حزب سیاسی و با هر تفکری که روی کار بیاید، نمی تواند تغییری ایجاد کند. لذا انتخابات برای مردم مهم نیست، چرا که دولت عملاً در اداره کشور هیچ کاره است.

ولی با این اوصاف به نظر می‌رسد که این تلاش‌ها در واقع پیگیری همان سیاست «امر واقع» است. زمانی که در انتخابات مجلس یازدهم نماینده ای با ۴ هزار و یا کمتر کرسی مجلس یازدهم را در اختیار می گیرد، در حالی که در ادوار پیشین همان کرسی ها با آرایی به مراتب بیشتر در اختیار برخی افراد قرار گرفته است، نشان می دهد که کاهش مشارکت و میزان آراء چندان مهم نیست، بلکه آنها سعی می کنند با «پروژه»، نه «پروسه» کاهش مشارکت و به دنبالش کاهش ریسک، گزینه مد نظر خود را، ولو با رای کمتر به عنوان رئیس‌جمهور به پاستور برسانند تا در سایه امر واقع عنوان کنند که به واسطه یک انتخابات قانونی و رای مردمی، حال با هر میزان از رای، یک فرد از این جریان به قدرت رسیده است؟

من برعکس این تحلیل شما بر این باورم که جریان تخریب سعی می کند عملاً مانع از کاهش مشارکت شود. اتفاقاً با تخریب و توهین به دولت، وزیر امور خارجه و دیگر افراد و معرفی کردن آنها به عنوان بانیان اصلی مشکلات کشور سعی بر آن است که مانع از کاهش مشارکت مردم شوند. یعنی به دنبال تخریب اینگونه القا خواهد شد که دولت آتی از جنس انقلابی این مشکلات را حل می‌کند. چرا که نگاه دولت فعلی را ندارد. بنابراین دامن زدن به تخریب برای پررنگ و عمیق کردن فضای دو قطبی تلاشی، ولو ناکام برای افزایش مشارکت است.

نکته مهم دیگری که باید مد نظر قرار داد این است که آیا با این برنامه ها و ساخت سریال های چون گاندو و اتهام زنی های امنیتی و جاسوسی تا چه اندازه بستر برای محاکمه برخی از اعضای دولت وجود دارد؟

اگر منظور مستقیم شما شخص محمد جواد ظریف است و حذر دارید از این که اسم او را ببرید، من معتقدم که خیلی جدی تر از گذشته این مسئله در دستور کار است. بله قطعاً برخی نهادها و ارگان ها انتصابی سعی داشته و دارند اتهام های امنیتی و جاسوسی را مطرح کنند کما این که در جریان دادن کارت زرد محمد جواد ظریف ادعاهایی تا مرز جاسوسی برای اسرائیل مطرح شد. ضمن این که در این ۸ سال به انحای مختلف این مسائل بیان شده است و چیز تازه ای نیست. البته نمی‌توان به ضرس قاطع گفت که بنایی برای محاکمه وی از طریق این سریال‌سازی ها وجود دارد، بیشتر بنا بر همان حذف تفکر ظریف از جامعه است.هر چند که به طور صددرصدی نمی توان گزاره محاکمه احتمالی ظریف را به خصوص بعد از پایان دوره وزارت امور خارجه هم رد کرد.

پس شاید یکی از اهداف گاندوسازی ایجاد پیش زمینه ذهنی برای افکار عمومی در این جهت باشد؟

بله می توان این را هم یکی از اهداف ساخت این دست برنامه ها و تخریب ها و اتهامات ناشی از آن دانست. سریال سازی، اتهام پراکنی و کشیده شدن آن به صحن مجلس یازدهم از طریق کریمی قدوسی ها و نظایر این حضرات شاید آماده کردن اذهان برای هر سناریویی در آینده است.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جذاب ترین خبرها

ورزشی