اختصاصی / به گزارش غیرمنتظره، معین حسنزاده: در سالهای اخیر، تصویری دردناک از زندگی روزمره مردم ایران شکل گرفته است. خرید قسطی، که پیشتر نشانهای از تنگدستی برای خرید کالاهای بادوام محسوب میشد، اکنون گریبانگیر تامین نیازهای اولیهای مانند نان، شیر، سبزی و گوشت شده است. این تحول، گواهی شفاف بر فروپاشی تدریجی قدرت خرید و فرسایش پایههای معیشتی خانوادههاست.
ادغام سیستمهای اقساطی در بازار کالاهای مصرفی ضروری، بیش از یک گردش تجاری، چهرهای از تسلیم جمعی در برابر ناتوانی اقتصادی را نشان میدهد. کاهش مداوم قدرت خرید خانوارها که ریشه در تورم فزاینده و عدم تناسب درآمد با هزینهها دارد، شهروندان را به سمت این گزینه سوق داده است. این روند نه تنها کرامت اقتصادی افراد را زیر سؤال میبرد، بلکه بیانگر ناتوانی سیستم در حفظ سطح معیشت پایه است.
سیاستهای حمایتی دولت از جمله کارتهای کالابرگ، در ظاهر برای تسکین بحران طراحی شدهاند. این ابزارها اما در عمل، بیشتر به عنوان راهحلهای کوتاهمدت عمل میکنند و بار معیشتی را تنها به آینده نزدیک منتقل میسازند. چنین اقداماتی در برابر موج افزایش قیمتها ناکافی جلوه میکنند و بیماری زمینهای، یعنی تورم ساختاری و ناکارآمدی اقتصادی، را درمان نمیکنند.
در این میان، نه تنها استانداردهای زندگی فرسایش مییابد، بلکه تعریف «حداقل نیازهای زندگی» نیز دستخوش تغییر شده است. خانوادهها دیگر به دنبال بهبود کیفیت زندگی نیستند و در حال بازتعریف مفهوم بقا هستند. عادیسازی چنین مکانیسمهایی، شهروندان را وادار به پایین آوردن استانداردهای زندگی کرده و فقر را به بخشی از واقعیت روزمره تبدیل میسازد. این فرآیند که گاه با توجیهاتی مانند «مدیریت مصرف» یا «سازگاری با شرایط» همراه میشود، در نهایت شأن اجتماعی طبقات وسیع را تضعیف میکند.
زمانی که خرید اقساطی نان از استثناء به قاعده تبدیل شود، اقتصاد کشور از مسیر توسعه پایدار منحرف شده است. این مسیر به سوی نابرابری سازمانیافته حرکت میکند و اعتماد عمومی به آینده را به مرور تضعیف مینماید.
بنابراین، هرگونه اقدام معیشتی که صرفاً بر تسکین موقت متمرکز باشد و به بازتولید ساختارهای تولید و توزیع عادلانه توجهی نکند، ناکافی خواهد بود. این وضعیت نیازمند بازنگری اساسی در سیاستگذاریهاست تا از ادامه چرخه معیوب و سنگینتر شدن بار معیشتی بر دوش نسلهای آینده جلوگیری شود.
- کد خبر 130352
- پرینت




