برچسب زده شده با : گرانی
ادامه «تعطیل درمانی ها» که در سال ۱۴۰۳ آغاز شد، میتواند در سال ۱۴۰۴، زیان بسیار گستردهتری به تولید ناخالص داخلی کشور وارد کند. رشد نزولی تولید ناخالص داخلی بهمنزله کاهش اشتغال، درآمد ملی، ناترازی عرضه و تقاضا و تشدید تورم خواهد بود. کشور برای مدت طولانی نمیتواند در شرایط بحران بدون تغییرات اساسی ادامه دهد. نجات کشور در گرو تمرکز حاکمیت بر منافع ملی و رفاه جامعه است.
نرخ تورم عمومی اسفند ۱۴۰۳ از محدوده ۳۷ درصد فراتر رفت. سناریو بدبینانه برای بهار سال جدید میتواند تکرار الگوی ۱۴۰۲ باشد
به اعتقاد من سال ۱۴۰۴ سال سختی برای اقتصاد ایران است. اقتصاد ایران در یک دوراهی تصمیم است که آیا میخواهد به زندگی مردم بهبود ببخشد یا میخواهد همچنان نرخ تورم فزاینده باشد. در دهه ۱۳۹۰ متوسط نرخ تورم حدودا ۲۰ درصد بود، اما اکنون نرخ تورم به عدد ۳۰ تا ۴۰ درصد رسیده است. ادامه این روند بسیار خطرناک است. اکنون زمان تصمیمگیری شجاعانه و بخردانه است.
آیا راهحلی برای کنترل قیمتها و ثابت داشتن نرخ ارز و سکه و طلا در بازار و کنترل و مدیریت بازار هست؟ گویا کارشناسان و مدیران اقتصادی ما خوابیدهاند یا زمام اختیار از دستشان در رفته است!
یک سال پیش با یکمیلیون تومان چه چیزهایی میتوانستیم بخریم؟ امروز چطور؟ کالاهایی که روزگاری پایه سفره ایرانی بودند، حالا به اقلامی لوکس تبدیل شدهاند؛ از برنج و گوشت گرفته تا لبنیات و حبوبات، حالا افزایش بیوقفه قیمتها نفس مصرفکنندگان را بریده است
برخی از نمایندگان مجلس هم طرفدار افزایش دستمزد به میزان نرخ تورم هستند اما پیشنهاد میدهند: سیاست پرداخت حقوق بهگونهای تنظیم شود که علاوه بر افزایش ۲۵ تا ۳۰ درصدی دستمزد، مابقی حقوق تا سقف تورم بهصورت سبد کالا به کارگران ارائه شود.
آخرین آمار مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد در سال ۱۴۰۲، سی درصد از مردم ایران زیر خط فقر قرار داشتهاند.
چرا در سالهای ۱۴۰۲ و ۶ ماهه ۱۴۰۳ که قیمت ارز خارجی ثابت بود، شاهد تورم ۴۰ درصدی بودهایم؟ اگر تورم صرفاً به دلار وابسته است، به چه دلیل سفره مردم به اندازه ۴۰ درصد کوچکتر شد؟
در این چرخه رکودی، به موازات هر شوک نرخ ارزی که وارد میشود شاهد افزایش قیمتها میشویم، بنابراین با افزایش قیمت کالاها و خدمات مورد نیاز جامعه، بخشهایی از جمعیت قادر به خرید نخواهند بود.
یک جامعهشناس و استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران گفت: «زمانیکه درباره سطح اعتماد اجتماعی سؤال میشود، هم بهصورت افقی و هم بهصورت عمودی، مردم کمترین اعتماد را به نهادهای رسمی، دولت، عناصر دولتی، مجلس و… دارند. چرا؟ چون بیاعتمادی، به نارضایتی اجتماعی تبدیل شده است. مشکلات روی هم قرار گرفته و درنهایت ما با یک جامعه ناراحت و معترض مواجهایم. این جامعه گرفتار و عصبانی، وقتی در مقابل مسئلهای مانند قطعی دوساعته برق مواجه میشود، بهانهای پیدا میکند تا صدای اعتراضش را بلند کند و بیاعتمادیاش را نشان دهد.»







