برچسب زده شده با : مسعود پزشکیان
چهار وعده اصلی مسعود پزشکیان در دور چهاردهم انتخابات ریاستجمهوری، وضعیتی نامشخص دارند.
همه مردم تقریباً همه مشکلات را میدانند. اینکه سیستم خوب کار نمیکند، دولت کارآمدی لازم را ندارد و در مسیر توسعه حرکت نمیکند. خروجی این همه بودجه و هزینه حتی نیمی از آنچه که باید نیست؛ اما کار ارکان حکومت و دولت، نه گلایه و شکوه است و نه درد دل و نصیحت. کار مقامات آن است که مشکلات پیشارو را بردارند و بعد بگویند این مشکل بود، مشکل سختی هم بود اما توانستیم برش داریم.
نقص بزرگ دولت پرشکیان، نبود شجاعت و خلاقیت است. اغلب همکاران او در محدود تکالیف خود ایده تازهای برای مقابله با بحرانها خلق نمیکنند؛ فقط به روزمرگی بیثمر و تکرارهای ملالآور کارهای کلیشهای مشغول هستند. این رویه کمترین کمکی به کاهش بحرانها نکرده و ناامیدی میآفریند.
نورالدین آهی گفت: حضور فرزندان و داماد به معنای خانوادگی ادارهشدن دولت نیست. هر رئیسجمهوری نیاز دارد فردی امین در کنار خود داشته باشد، این مهم امری مسبوق به سابقه است.
«حذف همتی و ظریف که در تعریف بخشی از منتقدان تندرو در زمره افراد با تفکر غربگرایی قرار میگیرند که در دولت حضور دارند، مجالی برای نقد دولت باقی نمیگذارد، چراکه دیگر دلیلی برای نقد وجود ندارد و اساساً کسی برای نقد کردن به جز شخص رئیسجمهور باقی نمیماند.»
ظریف عملاً حامیان خود را به بدنه حامی مسعود پزشکیان متصل و آنها را به بدنه حامی دولت تبدیل کرد.
امروز تقریبا همه مدیران اجرائی کشور سرنوشت حرفهای خود را به طور مستقیم با آنچه بر ظریف و همتی رفته، پیوند میزنند. وقتی بر این دو این رفته، دیگر مدیران چه انتظاری میتوانند داشته باشند.
متأسفانه آنچه بیش از هرچیز تاکنون در دولت چهاردهم شاهد بودهایم، توصیههای اخلاقی و درددلگونه با مردم و نهادهای حاکمیتی و… و در واقع جایگزینی توصیههای اخلاقی به جای «سیاستگذاری اقتصادی و اجتماعی» بوده است.
تندروهای مجلس سیاستشان در استیضاح همتی وزیر اقتصاد از جهتی قابلفهم بود. ولی این کار عوارض خود را دارد، زیرا همچنان تناقضات موجود در داخل ساختار مدیریتی کشور، ادامه دارد و طبعاً پس از این تشدید نیز خواهد شد و کارایی دولت نیز کمتر خواهد شد.
نزدیک به هشت ماه از برگزاری انتخابات ریاستجمهوری چهاردهم و پیروزی مسعود پزشکیان میگذرد. تب و تاب انتخابات در همه حوزهها فروکش کرده به جز یک مورد؛ اختلاف نظر و گلایههای حلقه نزدیکان محمدباقر قالیباف و سعید جلیلی. سوال اصلی و مسئله ریشهای در این اختلافنظر به یک تصمیم بازمیگردد؛ اگر یکی از دو نفر جلیلی و قالیباف به نفع دیگری کنار رفته بود چه اتفاقی میافتاد؟









